تبليغاتX
بلوچ بیدار شو تو را خدا بیدار شو
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان هزار باده ی نخورده در رگ تاک است
 
وقتی به مردم بفهمانی که در چه وضعی به سر می برند شاید به فکر زندگی بهتر بیفتند.
|+| نوشته شده توسط رئیسی در یکشنبه هفدهم آذر 1387  |
 
وقتی به مردم بفهمانی که در چه وضعی به سر می برند شاید به فکر زندگی بهتر بیفتند.
|+| نوشته شده توسط رئیسی در یکشنبه هفدهم آذر 1387  |
 
وقتی به مردم بفهمانی که در چه وضعی به سر می برند شاید به فکر زندگی بهتر بیفتند.
|+| نوشته شده توسط رئیسی در یکشنبه هفدهم آذر 1387  |
 
ما باید با دست یافتن به اگاهی ناب بتوانیم خود را از اسارت قید و بند خطا و خرافه رها سازیم و این کاری ساده و اسان نیست عظمت و دشواری این رهایی از اینجا سرچشمه می گیرد که هر نسلی  در شرایط محیطی خود زاده می شود و رشد می کند و فرهنگ و سنت موروثی را با شیر مادر تغذیه می کرده و ان را محور تفکر قرار داده و گرامی و مقدسش دانسته و به دفاع از ان بر می خیزد از طرف دیگر به گمان اینکه حق و حقیقت این است و جز این نیست با هر گونه اندیشه مخالفی می ستیزد در چنین شرایطی هر نسلی به جای تکمیل کار پیشینیان به تبلیغ ان می پردازد و اگر کسی به خود جرات ابداع و نو اوری و نو اندیشی بدهد سخت مورد نکوهش و سرزنش ومجازات قرار می گیرد.اری دوستان باز هم تکرار می کنم تمام هم و غم من انسان است و انسانیت همه چیز برای نیل به انسانیت امده من جمله دین و دین خادم بلامنازع انسان است دین برای خدمت گذاری به انسان امده تا انسان را به سوی انسانیت سوق دهد ولی متاسفانه امروزه چه برداشت ها که از ان نکرده اند . دین که چه عرض کنم فقهی که امروز در جامعه ی ما رواج دارد فقط وعده ی بهشت می دهد یا از اتش جهنم  می ترساند که این دین مزدوری است و همان فقه هم خود در دستان تصوف خاصی گرفتار شده و ما همین طور هی داریم در منجلاب تصوف خودمان غوطه می خوریم و به این دلیل است که امروز همان شده ایم که هستیم همان طور که همه ما داریم می بینیم بد بخت تر از همه ی ملت های دیگر اری اگر حرفی می زنیم یا چیزی می نویسییم درد داریم درد ادم شدن به امید فردای بهتر.
|+| نوشته شده توسط رئیسی در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387  |
 
جالب ترين تقسيم بندي در دنیاتقسيم بندي عقل است چون هيچ كس از سهم خود ناراضي نيست . دكارت
|+| نوشته شده توسط رئیسی در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387  |
 
عالم بي خبري طرفه بهشتي بوده است حيف و صد حيف كه ما دير خبر دار شديم
|+| نوشته شده توسط رئیسی در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387  |
 ‏ ‏
‏ هر كو نه خر است كافرش مي دانند . خيام
|+| نوشته شده توسط رئیسی در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387  |
 
تمام دغدغه من انسان است در واقع تمام دغدغه انسان بايدخود انسان باشددين هم براي انسان امده است دوستان يادمان باشد كه دين خادم انسان است نه انسان خادم دين ................................................
|+| نوشته شده توسط رئیسی در جمعه شانزدهم فروردین 1387  |
 
مفریبم ای شیخ به دانه های تسبیح           که چو مرغ زيرک افتد نفتد به هیچ دامی

|+| نوشته شده توسط رئیسی در شنبه سوم فروردین 1387  |
 
کاش امتداد لحظه های بارانی حالا حالا ها ادامه داشته باشد کاش باران بر فراز این کهن بر و بوم مهربانه تر از همیشه بیاید بیاید و قلب ها را از کدورت ها بشوید رد پای ظلم را از بین ببردتا دیگر کسی دلش نیاید براین پاک بوم خدا ظلم وخیانت وعوام فریبی و.......روا دارد وکاش ما از دیار بی کسی همیشه مثل نم نم باران بباریم.به امید ان روز
|+| نوشته شده توسط رئیسی در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386  |
 
چه سخت است تصور اینکه گوساله راهی جزگاو شدن ندارد!!!!!!!چه سخت!!!!!!!

|+| نوشته شده توسط رئیسی در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386  |
 
همیشه بهترین راه دشوارترین راه است وهیچ راه میانبری وجود ندارد. والتر اسکات

|+| نوشته شده توسط رئیسی در شنبه بیست و دوم دی 1386  |
 
يك انديشه يا ملاحظه روان‌شناسی مرا به نگاشتن اين يادداشت‌ها برانگيخته است و آن بيان اين مطلب است كه در تحت تأثير عقيده خرد و ادراك آدمی از كار مي‌افتد. چنان كه مي‌دانيم عقايدی از طفوليت به شخص تلقين شده و زمينه انديشه‌هی او قرار مي‌گيرد و آن وقت مي‌خواهد همه حقايق را به آن معتقدات تلقينی كه هيچ مصدر عقلايی ندارد منطبق سازد. حتی دانشمندان نيز به جز عده‌ی انگشت شمار به اين درد دچارند و نمي‌توانند قوه ادراك خود را به كار اندازند و اگر هم بتوانند به كار اندازند بری تأييد عقايد تلقينی است. بشری كه وجه امتيازش قوه ادراك است و با قوه ادراك مسائل رياضی و طبيعی را حل مي‌كند، در امور عقيده‌ی خواه سياسی و خواه دينی پی روی عقل و حتی مشهودات مي‌گذارد.علی دشتی
|+| نوشته شده توسط رئیسی در سه شنبه چهارم دی 1386  |
 
ما ایرانی ها مردم استبداد هستیم و با دمو کراسی رابطه ای نداریم ما مردم قصه مردم افسانه مردم معتقد به یک نیروی فرا بشری یک امید همیشگی برای ناجی های مختلف که بیایند و زندگی ما را نجات دهند مردم غریبه پرست مردمی که به تغییر فکر نمی کنیم و اگر هم فکر کنیم فقط لفظ تغییر را در نظر داریم نه جانشینش را برای همین همیشه تغییراتمان اشتباه از اب در می اید
|+| نوشته شده توسط رئیسی در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
 
روزگار غریبی است نازنین خودمان پر از اشکال دیگران را نصیحت می کنیم

و اندیشه را کنار بقالی همسایه تازیانه میزنند

وافراد مردم صفت را قهرمان ملی می نامند بیچاره سهراب بیچاره رستم

روزگار غریبی است نازنین مبادا گفته باشی نقص هایمان بیشتر است

حرفت را بر لبت جراحی می کنند

|+| نوشته شده توسط رئیسی در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
 
تنها شجاعت است که انسان را از بلاهت زندگی و خواری مرگ می رهاند

ارنست همینگوی

می ترسم این شرماگین ترین اعترافی است که یک مرد بتواند در پیش وجدان خودش بر زبان بیارد یک ملت ترسو به زودی در چنگال یک مستبد ستمگر گرفتار می اید.ترس خصم بی امان بشریت است نتر سیدن کافی نیست باید جرات داشت شجاعت داشت باید پر دل بود

|+| نوشته شده توسط رئیسی در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
 
در ادیان قومی ـ قبیله ای خیلی چیز ها و حتی واقعیت حالت قدسی می یابد و هیچ گونه تغییری را نمی پذیرد .ولی در ادیان الهی هر گونه واقعیتی از حالت قدسی خارج می شود حالا اگر اجرا نشده علت ان است که دین از پایگاه عوام بیرون نیامده وجز به عامل توجیه قدرت به کار دیگری برده نشده برای اینکه عوام دینشان ناشی از اجتهادشان نیست بلکه دینی است که از پدر و مادر به انان ارث رسیده .

محمود نکو روح

|+| نوشته شده توسط رئیسی در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  |
 
هیچ محدودیتی برای پیشرفت وجود ندارد تنها محدودیت حدی است که برای خود قائل می شویم.برایان تریسی
|+| نوشته شده توسط رئیسی در سه شنبه بیستم آذر 1386  |
 
بلوچ نسل من دیگر وقت ان رسیده است که بیدار شویم چه قدر خواب خواب دیگر بس است  وقت وقت بیداری است همه بیدار شده اند واگر خودت بیدار شدی به من خبر بده تا به کمک هم دیگران را هم بیدار کنیم
|+| نوشته شده توسط رئیسی در سه شنبه بیستم آذر 1386  |
 
دین در جامعه ی بلوچ دین و مذهب تنها عنصری است که می تواند عوام راتحت کنترل خود بگیرد .دین همیشه وهمه جا با تعصب همراه بوده ومهمترین جلوه ی این تعصبات جنگ های دویست ساله ی صلیبی است و از انجا که هر دینی خود را بهترین می داند تضاد ها به وجود می ایند و از انجا که دین در مفاهیم و اموزه های ادیان به عنوان ناموس هر دینداری تلقی می شود هرج و مرج ها به وجود می ایند. اماجامعه ی امروز بلوچ با دین اسلام و مذهب تسنن همیشه به عنوان جامعه ای تعصبی شناخته شده امااگر ریشهای به این مسئله نگاه شود اری نصفش درست است ـ بلوچ قومی تعصبی است در همه ی مسائل و به خصوص در دین ـ اما کدام بلوچ ـ بلوچ قدیم . بلوچ یا خیلی پایبند به مسائل دینی است یا هیچی پایبند نیست و در کل بلوچ هر چیزی را یا به هیچ وجه ندارد یا خیلی زیاد دارد ـ مثل ثروت ـ این را روانشناسی قومیتی بلوچ می گوید. اما بلوچ نسل من تاب تحمل روحانیت سنتی را ندارد ومی گوید حرفهایشان تکراری است همان است که من در سالهای دوره ی ابتدایی وراهنمایی در کتاب های معارف خواند ه ام ـ قالب سخنرانی ها و اموزه ای دینی که در مساجد توسط روحانیون سنی مذهب بیان می شود مدت ها قبل تاریخ مصرفشان تمام شده و نمی تواند نسل امروز را قانع کند. جامعه ی تشیع ایران تا قبل از صفویه با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم می کرد ولی بعد از روی کار امدن صفویه به نوعی این خلا ها پر گردید. ویل دورانت می گوید دین هر چه اسطوره ای تر باشد بهتر است . وبه قول دکتر سروش این سخن صحیح است اما فقط برای دین عوام {عوام اندیش} صدق می کند . یعنی اینکه دین مردم عوام اسطوره ای باشد بهتر است واما دین عوام بلوج هیچ گاه اسطوره ای هم نبوده است واین مسئله دین دارانی غیر دین شناس بار اورده استوحتی غیر خداشناس و حتی در اموزه های دینی ما امده است که نباید زیاد به خدا فکر کرد چون خدا در تصور ما نمی گنجد واین تفکر باعث گمراهی می شود ـ واین جاست که می گویند دین جلو نگرش محیط و کلی نگری را می گیرد . اما بلوچ نسل من بدون اینکه با مفهوم دین و حتی مبانی دین خود اشنایی داشته باشد فقط وفقط به خاطر اینکه از کارها و برخورد یک روحانی خوشش نمی اید یا حر ف هایش قانعش نمی کند بدون اینکه خود به دنبال دین برود با ان قهر می کند یا سئوال هایی در ذهنش شکل می گیرد و چون خودش نمی تواند به انها جواب دهد به نوعی نیهیلیسم دینی گرفتار می شود . پاستور میگوید دانش اندک انسان را از خدا دور می کند و دانش بسیار او را به سوی خدا باز می گرداند . یک مسئله ی مهمی که امروزه جامعه ی بلوچستان باان روبه روست مسئله ی تحصیل طلاب ورحانیونشان استکه به جرات میتوانم بگویم بش از نود درصد طلاب یا دانش اموختگان حوزه ها و مدارس دینی کسانی هستند که نتوانسته اند در مدارس دولتی ادامه تحصیل دهند ویا نتوانسته اند از سد کنکور بگذرند ـ درد ما این است ـ و از انجا که در دنیای حاضر روحانی به عنوان نماینده ی دین شناخته می شود و به نوعی الگو قرار می گیرد مسئله حساس تر می شود ـ روحانی من توان اقناع نسل مرا ندارد و این جاست که فاصله ها به وجود می ایند ودر هر جامعه ای فاصله افتادن بین نسلها عواقب وخیمی داشته و خواهد داشت . روحانی نسل من در قرن بیست و یک و سال ۲۰۰۵ میلادی و عصر ارتباتات مرا از اتش جهنم می تر ساند یعنی اینکه دینی که می خواهد به خورد من بدهد دینی از روی ترس است عبادت خداوند به خاطر ترس از شعله های اتش ! بعضی ها خدا را به خاطر خودش و عشق به او عبادت می کنند واین ها عرفایند. بعضی ها خدا را به وعده ی بهشت و حور و.... عبادت می کنند و این ها ادم های متوسط به بالایند. وبعضی ها خدا را از بیم شعلع های جهنم می پرستند واین ها ......... روحانی ما می خواهد ما ها باشیم.
|+| نوشته شده توسط رئیسی در دوشنبه نوزدهم آذر 1386  |
 
یکی از مهمترین مسائلی که بشر امروز با ان روبرو بوده وهست مسئله ی انتخاب است گیر کردن بر سر دو راهی این طرف یا ان طرف بعد از نظام پا دشا هی که انتخاب  از طریق وراثت و جانشینی بود در دنیای مدرن انتخاب ها معمولا از طریق ارای مردم صورت می گیرد . اما سئوال اساسی این است که ایا انتخابات بهترین نمود دمو کراسی است ؟

اری به ظاهر چنین است ما مسئو لان مان را خودمان  انتخاب می کنیم و ظاهرا با از ادی کامل ـ مردم    برای خود در مجلس نماینده دارند ـریس جمهور را خودشان انتخاب می کنند ـ یا همان نماینده ی مردم افراد دیگری را برای پست های دیگری بر می گزینند .     اما اگر عمیق تر به ایم مسئله نگاه شود معلوم می شود که موضوع به این  سادگی ها هم نیست ـاین یک نوع خود فریبی است .مردم معمولا به کسی رای می دهند که یا از قیافه اش خوششان بیاید که این رای مخصوص بازاریان است یا کسی که بهتر حرف بزند که این رای مخصوص دانش اموزان و پشت کنکوری هاست و یا به کسی رای می دهند که وعده هایی مثل ازادی یا توسعه یا .......بدهد این رای مخصوص دانشجویان ترم پایین و مخصوص کارمندانی مثل کارمندان سازمان بهداشت وکارمندان بانک ها و تا حدودی کارمندان اموزش و پرورش است .                                واما انتخاب اصلح که شاید هیچ وقت صورت نگیرد و فقط یگ گروه اندک قدرت این انتخاب را دارند که این ارا هم نمی تواند سودی داشته باشد. استادی می گفت : برای درس خواندن در یک دانشگاه کوچک وبی نام و نشون وبا صرف مخارج زیادی باید سدی با اسم کنکور و صد ها سد دیگر عبور کرد اما برای نماینده مجلس شدن فرماندار شدن استاندار شدن و رئیس جمهور شدن .............  .   تنها سد نوار باریک اندیشه های عامه است اگر توانستی بشکنی که شکستنش زحمت چندانی نمی خواهد وفقط یه کم هنر مخصوص به خود می خواهد  بازی را برده ای ـواقعا بازی ویک بازی سنتی مثل دیدار دو تیم در فوتبال که باهم رقیب همیشگی بوده اند در این موقع باز یکنان و مربیان بیش از ان که به فکر امتیاز و جدول لیگ باشند فکر انتقام و خود نمایی هستند و با زیکنان به فکر رقابت شخصی و گرفتن انتقام هایی که احتمالا قبلا در بازی های قبلی داشته اند .اری سیاست یک بازی است مشکل اینجاست که سیاست اصلا برای ما تعریف نشده است و اگر هم شده است بد تعریف شده است  سیاست یعنی زیرکی سیاست یعنی فریب سیاست یعنی من و فقط من حتی اگر به قیمت حذف من های دیگر باشد سیاست یعنی مجازات سیاست یعنی مکافات .انتخاب یکی از کاندیدا و به منصب رسیدنش چیزی شبیه به یک قرعه کشی است و قرعه کشی که جوایزش از قبل تعیین شده است مثلا فقط جایزه ی ده هزار تومانی و بیست هزار تومانی و حدا کثر سی هزار تومانی و چه دعواهایی که بر سر این ارقام که تفاوت چندانی ندارند تفاق می افتد و چه بسا کسانی باشند که قصد کلک و تقلبی داشته باشند برا ی برنده شدن و کسی که جوایز را تعیین کرده خوب می داند که چه کرده است می داند که هیچ کس از این اب ماهی نخواهد گرفت و هیچ کس از این قرعه کشی مثلا جایزه ی یک میلیون تومانی نخواهد برد. و اما از کجا معلوم که هما ن ده هزار تومانی اش هم تقلبی نباشد!!!!

+ نوشته شده توسط رئیسی در شنبه سیزدهم اسفند 1384 و ساعت 15:5 | آرشیو نظرات
|+| نوشته شده توسط رئیسی در دوشنبه نوزدهم آذر 1386  |
 
 قرن چهارم در سراسر ایران لهجه های مختلفی وجود داشت و مردم هرمنطقه  ای به شیوه ی خاص خودشان صحبت می کردند در همین میان در خراسان شاعرانی پیدا شدند که به لهجه ی خراسانی شعر گفتند که همان فارسی تکامل یافته ی امروزی است شاعرانی مثل رودکی و شهید بلخی و فردوسی و اینها بزرگترین خدمت را به زبان فارسی کردندو هنگامی که مردم مناطق دیگر ایران قدرت انتقال مفاهیم این زبان را دیدند ان را به عنوان زبان رسمی خود بر گزیدند وچون زبان فارسی زبان مادر یشان نبود انرا در مدارس فرا می گرفتند ولغات و اصطلاحات زیادی از لهجه های دیگر وارد زبان فارسی شد وزبان فارسی غنی تر شد.             واینجاست که زبان فارسی مجموعه ایست از لهجه های مختلف ایرانی.  زبان فارسی افتخار همه ی ماست چه بسا اگر در ان دوره افرادی پیدا می شدند که مثلا به زبان بلوچی یک شاهکار مثل شاهنامه ی فردوسی ارائه دهند امروزه زبان رسمی کشور زبان بلوچی بود همراه با مجموع ای از لغات نیم زبان های دیگر . اما جامعه ی امروز بلوچ ـ اینجا ایران است سال ۱۳۸۴دوره ی حکومت جمهوری اسلامی با سابقه ی حکومتی ۲۷ساله ـاینجا بی تعارف قومیتها در حاشیه نگه داشته می شوند ـ اینجا حقوق مردم سلب می شود ـ استان من محروم است گاز ندارد همان اب و برقش هم درست و حسابی نیست در حالی که به افغانستان و کشور های دیگر برق و گاز صادر می شود. واین درد بزرگی است برای ما که متاسفانه حتی خودمان هم فراموش کرده ایم /.

به خواب رفته ایم خوابی عمیق که حتی بلند ترین صدا ها هم بیدارمان نمی کند مشکل اینجاست که حتی خودمان هم نفهمیده ایم که کی به خواب رفته ایم تا قبل از خواب با خود عهد کنیم که کی بیدار شویم و گر نه با کوچکترین شکی بیدار می شدیم.                   قوم بلوچ گم شده است > نه چنان در ایران ادغام شده که خود را صاحب خانه احساس کند و نه انچنان حس و رمقی دارد که حرف از حق خودش بزند / مردمی بسیار صبور ـ مردم نخل و گرما واین صبوری بیش از حد کار دستشان داده که با هر شرایتی می سازند ـ بلوچ ناله نمی کند یا درد ندارد و اگر  دارد با دردش می میرد اما بلوچ ناله نمی کند ـ ناله کار نخل نیست .

اما تا بچه گریه نکند ............................

حق گرفتنی است نه دادنی

بلوچ بیدار شو افتاب شد.

|+| نوشته شده توسط رئیسی در دوشنبه نوزدهم آذر 1386  |
 
 
بالا
*
*
*
*
*
*
*

Google: Yahoo: MSN:

کدهای خفن جاوا اسکریپت

کدهای خفن جاوا اسکریپت

کدهای خفن جاوا اسکریپت

JavaScript Codes JavaScript Codes JavaScript Codes